خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
13
أخلاق الأشراف ( فارسى )
تاكنون چندينبار دستگاه خود را از دست داده يا از سلطنت بر كنار شده بود » « 1 » . عبيد نيز به همين ترتيب فضيلت را محكوم مىكند و براى اثبات مقصود خود مثالى تاريخى بدست مىدهد « . . . پادشاهان عجم چون ضحّاك تازى و يزدگرد بزهكار . . . و ديگر متأخّران كه از عقب رسيدند تا ظلم مىكردند دولت ايشان در ترّقى بود و ملك معمور . چون زمان به كسرى انوشروان رسيد او از ركاكت رأى و تدبير وزراى ناقص عقل شيوهء عدل اختيار كرد ، در اندك زمانى كنگرههاى ايوانش بيفتاد . . . چنگيزخان . . . تا هزاران هزار بىگناه را به تيغ بىدريغ از پاى درنياورد پادشاهى روى زمين بر او مقرّر نگشت « 2 » » . عبيد در اينجا رندانه فضيلت عدل را مىكوبد و تنها هوشمندان مىدانند كه مقصود او مانند ماكياولى چيست . مىگويد : « در تواريخ مغول وارد است كه هلاكوخان را چون بغداد مسخّر شد جمعى را كه از شمشير بازمانده بودند بفرمود تا حاضر كردند ، حال هر قومى بازپرسيد ، چون بر احوال مجموع واقف گشت ، گفت از محترفه ( پيشهوران ) ناگزير است ايشان را رخصت داد تا بر سر كار خود رفتند ؛ تجّار را مايه فرمود دادن تا از بهر او بازرگانى كنند ؛ جهودان را فرمود كه قومى مظلومند به جزيه از ايشان قانع شد ؛ مخنّثان را به حرمهاى خود فرستاد ؛ قضاة و مشايخ و صوفيان و حاجيان و واعظان و معرّفان و گدايان و قلندران و كشتىگيران و شاعران و قصّهخوانان را جدا كرد و فرمود : اينان در آفرينش زيادتاند و نعمت خداى به زيان مىبرند ؛ حكم فرمود تا همه را در شطّ غرق كردند ، و روى زمين را از خبث ايشان پاك كرد . لاجرم قرب نود سال پادشاهى در خاندان او قرار گرفت و هر روز دولت ايشان در تزايد بود . ابو سعيد « 3 » بيچاره
--> ( 1 ) . 102 - 101 . . The Prince , PP . ( 2 ) . اخلاق الاشراف ، 22 . ( 3 ) . ابو سعيد ( وفات ، 736 ه . ق . ) آخرين پادشاه مقتدر ايلخانيان مغول بوده ، و توسّط مورّخان آن دوره به « شجاعت ، جمال ، شاعرى ، خطّاطى ، بخشندگى و ظرافت طبع » ستوده شده است . بنابراين اشارهء ضمنى عبيد به فضيلتپرورى او در مقايسه با هولاگوخان ستمگر پر بىپايه نيست . -